سلام. 36_21_5.gif

عيد شما مباااااااااااااااارک36_1_34.gif

ديدين چه سفره ی ۷سينی واستون اون بالا چيدم ؟36_1_21.gif
يه سال ديگه هم گذشت. يه سال ديگه با همه شيرينيا و تلخياش. ۳۶۵ روز . باورتون می شه؟ من هميشه نورورزو خيلی دوست داشتم . هميشه هم واسه سال تحويل حتی اگه ساعت ۴ صبحم بوده بيدار موندم. 36_1_50.gif. خونه تکونيا رو شروع کردين يا نه؟ من که هنوز اتاق تکونی رو شروع نکردم. اميدوارم امسال سال خوش و پر برکتی باشه سالی سبز و زيبا. بياين قبل از خونه تکونی  دل تکونی کنيم. دلامونو نو کنيم . دلايی شادتر و اميدوار تر . روح تکونی کنيم و روحامون و جلا بديم. لحظه ی سال تحويل  شادی رو واسه خودمون و ديگران بطلبيم 36_22_2.gif. چتی يا به قولی گپی خودمونی با خدا داشته باشيم شايد بهمون نزدیکتر شه.البته اگه ID شو داشته باشیم. من دارم .یه بار می خواستم با خدا چت کنم ولی آنلاین نبود شایدم خودشو Invisible کرده بود . بعضی وقتام آنلاین میبینمش ولی هر چی واسش  PMمیدم جواب نمی ده . حتی وقتی Buzz a friend هم می زنم جواب نمی ده شاید باهام قهره. 36_1_38.gifولی شايد واسه نوروز دیگه باهام دوست شه 36_11_20.gif

 راستی ۴ شنبه سوری خوش گذشت؟ از رو آتيش پريدين؟ 

اميدوارم سال ۸۴ سال خيلی خوبی واسه همهincludingخودم باشه. پر از رنگای قشنگ .سالی رنگين کمونی رو واسه همه آروزمندم. 
از همتون به خاطر اون کامنتای قشنگی که گذاشتين ممنون . اون شعری که اون بالا نوشتم از آقای دکتر محمد روحانی (نجوا) ست که واسم sms
 کردن .ممنون از دوبيتی خيلی قشنگتون  .  36_3_11.gif

و در آخر تاريخچه ای از نوروز ايرانيان که يه جا تو اينترنت خوندم.

aid.gif?uniq=tybs2s

سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشن‌ها برابری نام ماه و روز را به دوش نمي‌كشد ، بر ساير جشن‌ها‌ی ايران باستان برتری دارد. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در مورد پيدايی اين جشن افسانه‌های بسيار است ، اما آنچه به آن جنبه‌ی راز وارگی  مي‌بخشد ، آيين‌های بسياری است كه روزهای قبل و بعد از آن انجام ي‌گيرد. اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگی و درهم ريختگی آغاز مي‌شود ، يرت انگيز نيست چرا كه بي‌نظمی يكی از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ، نا آرامی را ريشه‌ی آرامش و پريشانی را اساس سامان مي‌دانستند و چه بسا كه درپاره‌ای از مراسم نوروزی ، آن‌ها را به عمد بوجود مي‌آوردند ، چنان كه در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند كه فروهر‌ها يا ارواح درگذشتگان باز مي‌گردند ، افرادی با صورتك‌های سياه برای تمثيل در كوچه و بازار به آمد و رفت مي‌پرداختند و بدينگونه فاصله‌ی ميان مرگ و زندگی و هست و نيست را درهم مي‌ريختند و قانون و نظم يك ساله را محو مي‌كردند. باز مانده‌ی اين رسم ، مدن حاجی فيروز يا آتش افروز بود كه تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.
از ديگر آشفتگي‌های ساختگی ، رسم مير نوروزی ، يعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح كسی را از طبقه‌های پايين برای چند روز يا چند ساعت به سلطانی بر مي‌گزيدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمان‌های بيجا صادر مي‌كرد ، از مقام اميری بر كنار مي‌شد.خانه تكانی هم به اين نكته اشاره دارد ؛ نخست درهم ريختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زير و رومي‌شد. در بعضی از نقاط ايران رسم بود كه حتا خانه‌ها را رنگ آميزی مي‌كردند و اگر ميسر نمي‌شد ، دست كم همان اتاقی كه هفت سين را در آن مي‌چيدند ، سفيد مي‌شد. اثاثيه‌ی كهنه را به دور مي‌ريختند و نو به جايش مي‌خريدند و در آن ميان شكستن كوزه را كه جايگاه آلودگي‌ها و اندوه‌های يك ساله بود واجب مي‌دانستند.ظرف‌های مسين را به رويگران مي‌سپردند. نقره‌ها را جلا مي‌دادند. گوشه و كنارخانه را از گرد و غبار پاك مي‌كردند. فرش و گليم‌ها را غاز تيرگي‌های يك ساله مي‌زدودند و بر آن باور بودند كه ارواح مردگان ، فروهر‌ها (ريشه‌ی كلمه‌ی فروردين) در اين روز‌ها به خانه و كاشانه‌ی خود باز مي‌گردند ، اگر خانه را تميز و بستگان را شادببينند خوشحال مي‌شوند و برای باز ماندگان خود دعا مي‌فرستند و اگر نه ، غمگين وافسرده باز مي‌گردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشك و عنبرمي‌سوزاندند و شمع و چراغ مي‌افروختند.
در بعضی نقاط ايران رسم است كه زن‌ها شب آخرين جمعه‌ی سال بهترين غذا را
مي‌پختند و بر گور درگذشتگان مي‌پاشيدند و روز پيش از نوروز را كه همان عرفه يا علفه و يا به قولی بی بی حور باشد ، به خانه‌ای كه در طول سال در گذشته‌ای
داشت به پُر سه مي‌رفتند و دعا مي‌فرستادند و مي‌گفتند كه برای مرده عيد گرفته
اند.در گير و دار خانه تكانی و از 20 روز به روز عيد مانده سبزه سبز مي‌كردند. ايرانيان باستان دانه‌ها را كه عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبيا ، عدس ، ارزن ، نخود ، كنجد ، باقلا ، كاجيله ، ذرت ، و ماش به شماره‌ی هفت- نماد هفت امشاسپند - يا دوازده ? شماره‌ی مقدس برج‌ها ? در ستون‌هايی از خشت خام بر مي‌آوردند و باليدن
هر يك را به فال نيك مي‌گرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در سال نو موجب بركت و
باروری خواهد بود. خانواده‌ها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشه‌ی نيك) ، هوخت (= گفتار نيك) و هوو.رشت (كردار نيك) سبز مي‌كردند و
فروهر نياكان را موجب بالندگی و رشد آنها مي‌دانستند.

تا پستی ديگر خدا نگهدار36_3_16.gif

/ 89 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهربا

سلامم...............خوبی...........بابا اپ کن ديگه کجايی....من به روزم خوشحال می شم بيای

ساحل

عیدت مبارک باشه با تاخیر ... سبز باشی و بهاری همیشه!

sanaz

سلام دخترذ عجب آهنگی گذاشتی ...د بيا ...پس لينکم کو

لیلا

سلام....وبلاگ جالبی داری .....خوندنيه...بايد بشينم و آفلاين خط به خطش رو بخونم ..خوشحال ميشم به منم سر بزنی و بهم کمک کنی ....سال خوبی هم داشته باشی

tejarat Internety

سلام . يعنی يادم رفته اينجا عيدو تبريک بگم ؟؟؟؟؟ . پس معذرت . عيدت مبارک . خوشو خرم باشی . خدانگهدار

lee kocholo

تنبلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل. نميخوای آپ کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

صحیفه دل

اول سلام...بعدشم بخاطر اهميت موضوعش بود که داره به فراموشی سپرده ميشه!!!!!!!!!!

gdgh

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گريز برايم نمانده بود اين عشق آتشين پر از درد بی اميد در وادی گناه و جنونم كشانده بود

gdgh

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گريز برايم نمانده بود اين عشق آتشين پر از درد بی اميد در وادی گناه و جنونم كشانده بود

gdgh

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گريز برايم نمانده بود اين عشق آتشين پر از درد بی اميد در وادی گناه و جنونم كشانده بود