سلامی  به طراوت بهار به زيبايی شبنم و به لطافت گلبرگهای گل سرخ
(اينا رو من گفتم ؟ 11.gif  04.gif )
دوست جونای خودم چطورن ؟ اين روزا خيلی سرم شلوغ بوده ببخشيد اگه بازديد وبلاگاتون نيومدم . داستان زير چون مربوط به حال و هوای نوروز می شه واستون می نويسم. البته يادم نيست از کجا خوندم. از حالا عيدو بهتون تبريک می گم. البته دوباره واسه عرض مخصوص تبريک بر می گردم .
        bahar.jpg?uniq=7njov2
يكي بود  یكي نبود. پـير مردي بود به نام عمو نوروز كه هـر سال روز اول بهار با كلاه نمديزلف و ريش حنا بسته, كمرچين قدك آبی  شال خليل خاني, شلوار قصب و گيوه تخت نازك از کوه راه مي افتاد و عصا به دست مي آمد به سمت دروازه شهر.بـيـروناز دروازه شهـر پـيرزني زندگي مي كرد كه دلباخته عمو نوروز بود  07.gif و روز اول هـر بهار,صبح زود پا مي شد, جايش را جمع مي كرد و بعد از خانه تكاني و آب و جاروي حياط, خودشرا حسابي تر و تميز مي كرد. به سر و دست و پايش حناي مفصلي مي گذاشت و هفت قلم, ازخط و خال گرفته تا سرمه و سرخاب و زرك آرايش مي كرد. يل ترمه و تـنبان قرمز وشليـته پـرچـين مي پوشيد و مشك و عنبر به سر و صورت و گيسش مي زد و فرشش را مي آوردمي انداخت رو ايوان, جلو حوضچه فواره دار رو به روي باغچه اش كه پر بود از همه جوردرخت ميوه پر شكوفه و گل رنگارنگ بهاري و در يك سيني قشنگ و پاكيزه سير, سركه, سماق, سنجد, سيب, سبزي و سمنو مي چيد و در يك سيني ديگر هفت جور ميوه خشك و نقل ونبات مي ريخت. بعد منقل را آتـش مي كرد و مي رفت قليان مي آورد مي گذاشت دم دستـش. اما, سر قليان آتـش نمي گذاشت و همانجا چشم به راه عمو نوروز مي نشست.چندان طولنمي كشيد كه پلك هاي پيرزن سنگين مي شد و يواش يواش خواب به سراغش مي آمد و كم كمخرناسش مي رفت به هوا. 24.gif
در اينبين عمو نوروز از راه مي رسيد و دلش نمي آمد پيرزن را بيدار كند!(چرا دير کردی ؟ 28.gif)
 يك شاخه گل هميشهبهار از باغچه مي چـيد رو سينه او مي گذاشت و مي نشست كنارش. از منقل يك گله آتشبرمي داشت مي گذاشت سر قليان (به قول اين ورا شيشه 04.gif)و چند پك به آن مي زد و يك نارنج از وسط نصف مي كرد 32.gif؛يك پاره اش را با قندآب مي خورد. آتـش منقل را براي اينكه زود سرد نشود مي كرد زيرخاكستر؛ روي پـيرزن را مي بوسيد  27.gifو پا مي شد راه مي افتاد.
آفتابيواش يواش تو ايوان پهـن مي شد و پـيرزن بيدار مي شد. اول چيزي دستگيرش نمي شد. امايك خرده كه چشمش را باز مي كرد مي ديد اي داد بي داد همه چيز دست خورده. آتـش رفتهسر قليان. نارنج از وسط  نصف شده. آتـش ها رفته اند زير خاكستر, لپش هم تر است 11.gif 04.gif. آنوقت مي فهميد كه عمو نوروز آمده و رفته و نخواسته او را بيدار كند . پـيرزنخيلي غصه مي خورد كه چرا بعد از آن همه زحمتي كه براي ديدن عمو نوروز كشيده, درستهمان موقعي كه بايد بيدار مي ماند خوابش برده و نتوانسته عمو نوروز را ببيند و هـرروز پيش اين و آن درد دل مي كرد كه چه كند و چه نكند تا بتواند عمو نوروز را ببيند (آخــــــــی 15.gifتا يك روزي كسي به او گـفت چاره اي ندارد جز يك دفعه ديگر باد بهار بوزد و روز اولبهار برسد و عمو نوروز باز از سر كوه راه بيفتد به سمت شهر و او بتواند چشم بهديدارش روشن كند.
پير زن همقبول كرد. اما هيچ كس نمي داند كه سال ديگر پيرزن توانست عمو نوروز را ببيند يا نه. چون بعضي ها مي گويند اگر اين ها همديگر را ببينند دنيا به آخر مي رسد! 11.gif و از آنجا كه هنوز به آخر نرسيده پيرزن و عمو نوروز همديگر رانديده اند!
عجب مصيبتیه ها .حالا به نظر شما چيکار کنيم؟ دعا کنيم  اينا همديگرو ببينن يا نه؟ 
تا بعد  barareh.gif?uniq=7njov8
/ 44 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
farhad

سلام.خوبی؟ منم خوبم. بهتره دعا کنيم اينا همديگرو ببينن. مگه دنيا به آخر برسه چی ميشه!؟!؟ در عوض دل يه نفر شاد ميشه ديگه دنيايی هم وجود نداره که آدما سرش دعوا کنن! راستی منم آپديت کردم بالاخره بعد از مدتها.بای

هوشنگ ديناروند

سلام: ممنون سر زدي هميشه از اين كاراي خوب بكن در مورد رباعياتم نظرت چيه؟چون تخصص من رباعيه

setare

اول سلام . خوشحالم كه دوباره اسمتو تو وبلاگم ديدم. عيدت مبارك

ریحانه

سلام.خوبی؟چیکارا میکنی.؟دیگه به ما سر نمیزنی؟دلم برات تنگ شده.راستی عیدت هم مبارک.بازم به ما سر بزنی خوشحال میشم.موفق باشی.تا بعد.........

خاطره

چه داستان قشنگی...ولی حيفه که به هم نرسند؟

ارکیده

سلام انجل عزيز خوبی..........سال نو مبارک........ای کاش همديگر رو ببينن .......گناه دارن .......اگه همديگه رو دوست دارن چرا بايد جولوشونو گرفت .....اونوقت غصه می خورن ..........از دوری هم ميميرن..........سال نو مبارک.............اخرين پست سال ۸۴ رو هم نوشتيم..........منتظرت هستم ارکيده

Heaven Searcher

سلام ... بابا اونا N بار همو دیدن کجای کاری !!!‌ راستی وقت رفتن من هم رسيد !!! هميشه موفق باشي

armita

سلام دوست خوبم خيلی زيبا و جالب بود من اين ماجرا رو نشنيده بودم .....راستی منم اپ کردم خوشحال ميشم بازم ببينمت ....سال نو و عيد نوروز رو هم تبريک ميگم

مرضی

از قديم نديم گفتن دوری و دوستی... شايد اگر همو ببينن نتونن با هم زندگی کنند... پس همينطوی بهتره

sahar

سلام دوست گلم سال نو مبارک اومدم خونتون سال نو مبارکی .. اميدوارم سال خوبی باشه امسال براتون