angelity2.gif?unq=ulirco

چيزها هميشه آنطور نيستند که به نظر می رسند.

دو فرشته در حال مسافرت بودند که در بين راه برای گذراندن شب يه خانه يک خانواده ثروتمند وارد شدند.خانواده ثروتمند از ورود ميهمانها ناراحت شده و با اينکه اتاق های گرم وبزرگ داشتند سردترين و کوچکترين خانه که همان زير زمين بود را به آنها پيشنهاد کردند.فرشته ها قسمتی از زيرزمين را مرتب کرده و آماده خواب شدند.در اين هنگام فرشته بزرگتر متوجه سوراخی در ديوار شد و سوراخ را پوشاند. فرشته کوچکتر که از ميهمان نوازی اين خانواده ناراحت بود گفت :چرا سوراخ ديوار را تعمير کردی؟
فرشته بزرگتر گفت:چيزها هميشه آنطور نيستند که به نظر می رسند.
شب بعد فرشته ها ميهمان يک خانواده فقير بودند. کشاورز فقير و همسرش با خوشرويی آن ها را پذيرفتند.آنها غذای مختصر و ساده خود را با فرشته ها قسمت کردند و جای خواب خود را نيز به آنها دادند تا شب را به راحتی سپر کنند.فردای آن روز فرشته ها کشاورز و همسرش را ديدند که در حال گريه هستند. آنها شب گذشته گاو شيردهشان را از دست داده بودند.
فرشته کوچکتر با عصبانيت به فرشته بزرگتر گفت : تو چطور تونستی اجازه بدی اين اتفاق واسه اونا بيفته؟ تو به اون خونواده ثروتمند که هيچ احتياجی به کمک تو نداشتند کمک کردی ولی اجازه دادی گاو اين خانواده فقير که در عين نداری همه چيز خودشونو  با ما قسمت کردند بميره؟
فرشته بزرگتر نگاهی کرد .لبخندی زد و گفت : چيزها هميشه آنطور نيستند که به نظر می رسند. وقتی در زيرزمين اون خونواده ثروتمند بوديم ديدم که در سوراخ آن ديوار گنجی از طلاست. چون اون خونواده طماع بدترين جای خونه رو به ما دادن  منم نخواستم اونا گنجو ببينن به خاطر همين سوراخو پوشوندم. ولی ديشب که تو خونه اين کشاورز فقير و زحمتکش بوديم ديدم که فرشته مرگ بالا سر همسرش اومد. ولی من ازش خواستم که به جای همسر کشاورز گاو را با خودش ببرد.
عزيزم چيزها هميشه آنطور نيستند که به نظر می رسند.

/ 14 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبانه

خب ٬ جالب بود. بجه که بودم يه داستان خوندم راجع به ملاقات خضر و موسی ٬ بازنوشته مهدی آذر يزدی بود٬ يه همچين تمی داشت٬ البته يه مقدار مذهبی تر ...

HasTy

سلام دوست خوبم واقعا هميشه چيزها اونطور نيستن که ميبينيمشون شايد مسئله های کوچيکتر هميشه يه اتفاق خاصی باشن// مرسی که به من سر زدی

HasTy

سلام من آپديت کردم منتظر حضور سبزت هستم

مریم.

سلام به فرشته عزيز.... ممنون که سرزده بودين. راستی همونطور که گفته بودين من لينک بلاگ شما رو گذاشتم..البته چند روزی هست ولی فراموش کردم که بهتون بگم......راستی شما به اين جمله خيلی فکر ميکنين؟... به همين که من از اين دنيا چی ميخوام؟...راستش من خيلی وقتا فکر ميکنم که اين دنيا از من چی ميخواد؟

sahar

سلام عزیز....... واقعا دنیا همین طوره ولی آدم باید خیلی پر تحمل باشه تا همه چیز رو همون طور که هست تحمل کنه......... خیلی زیاد..........

شكر تلخ

۱. اين خيلی مهمه که چيز ها چی هستن؟ بايد به دنبالش باشيم وگرنه خيی ضرر ميکنيم! ۲. ميشه به شما لينک داد؟ با اجازه؟؟؟

آزادشو

باعرض سلام و خسته نباشيد.... مقالات حزب ميهن ازاين پس در اين ۲ وبلاگ ...............................: (www.azad-sho.persianblog.ir ) و ( www.azad-sho.blogspot.com )

from the heaven

حقيقت زندگي همينه. هيچی اونجوری نيست که ما فکر می کنيم و همه چيزا هم اشتباهی فکر می کنه راجع به ما.