شب يلدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااتون مبارک بوده باشد.

y2.jpg?uniq=b0kibl

سلام. ببخشيد که دير شد. می خواستم ديشب آپديت کنم که شب يلدا بود ولی نشد . مهمونی بودم و بعد هم خوابم می اومد. اين متن رو واسه تاريخچه يلدا ديدم گفتم بد نيست شما هم بخونيد. البته خوندنش حوصله می خواد.

شب يلـــــدا و مراســـــــم آن

يلــــــدا واژه ای ست سريانی که به زبان تازی تولد و ميلاد و به زبان پارسي زايش است و اين آخرين شب پاييز ، و نخستين شب زمستان يا آغاز چله بزرگ و درازترين شب سال مي باشد. ميـــــدانيم که ايرانيان پيش از آيين زردشت ، دارای کيش ميترايی بوده اند و مهر يا ميترا را خدای خورشيد و آفريدگار گيتی و هستی ميدانستند و به گمان برخي پيدايش اين آيين را از هوشنگ پادشاه پيشدادی مي دانند و در شاهنامه فردوسي خرد ورز نيز همين روايت آمده است :

کـــــه ما را زين بهي ننگ نيست
بـــــه گيتي به از دين هوشنگ نيست
همــــه راه دادست و آيين مهر
نظــــر کردن اندر شمار سپهر

به همين دليل اين شب که از ديدگاه ستاره شناسان ، مبارک نيست ، نزد ايرانيان گرامی ست و برای دوری از نامبارکی آن را جشن و سرور همراه ميکنند و باز ميدانيم که ايرانيان شب و تاريکی را نماد اهريمن و روز و روشنايی را نشان اهورامزدا ميدانستند . چــــــون پس از شب يلدا روزها کم کم بلند و شبها کوتاه ميشوند ، آن را چيرگي روشنايی بر تاريکی و تباهی و پيروزی اهورامزدا بر اهريمن به شمار می آوردند. چنين است که هنوز ايرانيها آن را به جشن و شادمانی برگذار ميکنند. بدين ترتيب که خانواده ها و بستگان و دوستان به دور کرسی يا کنار بخاری گرد هم می آيند و رسم بر اين است که برای شام خورش فسنجان می پزند و با شيريني و ميوه های گوناگون به ويژه آجيلی به نام مشکل گشا و ميوه هايی چون انگور، انار، ازگيل، خرمالو و نيز هندوانه و خربزه از يکديگر پذيرايی ميکنند.
در مــــــازندران و گيلان اگر اين هنگام برف باريده باشد مقداری برف را با شيره يی به نام کف که از پختن نيشکر برای ساختن شکر سرخ در روستاها فراهم ميسازند، ميخورند و باورشان اين است که با خوردن هندوانه و آميخته برف و شيره نيشکر، انسان در زمستان دچار سرماخوردگی نخواهد شد. در اين شب بزرگترها همراه با گفتگوها برای کوچکترها داستان های شيرينی ميگويند از سده های پيش، گرفتن فال با ديوان حافظ نيز به اين رسم افزوده شده است.
امـــا چرا اين شب يلدا ناميده شد. همان گونه که در بالا اشاره رفت، واژه يلدا به زبان پارسی به معنای زايش است که به آنچه در تاريخ و فرهنگ ها آمده، در اصل جشن پيدايش ميترا يا مهر بوده است که در دنيای آيين مسيح آن را با ميلاد حضرت عيسي برابر کردند و در سده چهارم ميلادی آن را هنگام زايش عيسای مسيح قرار دادند. برخی به اين باورند که واژه يلدا نام يکی از چاکران حضرت عيسی بوده است. چنانکه سنايی گفته :

بـه صاحب دولتی پيوند اگر نامی همی جويی
که از يک چاکری عيسی چنان معروف شد يلدا

که البته اين باور، خاستگاه يا بن مايه تاريخی ندارد، ولی آنچه آشکار است اين است که ميتراييسم وسيله لژيونهای رومی از راه آسيای کوچک «ترکيه امروز» در اروپا گسترش پيدا کرد و چند سده نيز آيين رسمي امپراتوری روم بود و مهرابه های فراوانی که پرستشگاه مهريان بود در اورپا ساخته شد تا آن که کنستانتين امپراتور روم که به پدر کليسا مشهور است در آغاز سده چهارم ميلادی به طرافدارن آيين مهری را شکست و آيين مسيح را جانشين ميتراييسم کرد و برای جلوگيری از برگذاری جشن آيين مهری به اين بهانه که چون مسيحيان، عيسي را مظهر نور ميدانند، شب يلدا را که با زايش حضرت مسيح برابر شده و به نام ميلاد مسيح جشن بگيرند. کليسای روم نيز به طور رسمی بيست و پنج دسامبر را برای برگذاری جشن ميلاد مسيح پذيرفتند، مگر يک فرقه از آنان که ششم ژانويه را هنگام زايش مسيح برای خود قرار داد.به هر روی با اين که طرافدارن آيين مهری «ميتراييسم» شکست خوردند ولي آيين مسيح نتوانست از نفوذ ميتراييسم بر کنار بماند، چنانکه باور داشتن به رستاخيز و پل صراط و استفاده از ناقوس در کليساها و نشانه صليب و غسل تعميد و آرايش درخت کاج در کريسمس که همان سرو آريايي هست و کلاه اسقف ها به نام ميترايي و همزمان ساختن جشن کريسمس با جشن يلدا در ديانت مسيح راه پيدا کرد.از همه اينها که بگذريم، در ادب پارسي نيز نويسندگان و سرايندگان، بلندی زلف يار و سياهي خال رخسار و درازی دوری های دلدار را به شب يلدا مانند کرده و ميکنند که دو سه نمونه را ياد آور ميشوم.

چون حلقه ربايند به نيزه توبه نيزه
خال رخ رنگي بربايي شب يلدا
از : عنصری

روز رويش چون بر انداخت نقاب از سر زلف
گويی از روز قيامت شب يلدا برخاست
از : سعدی

هست چون صبح آشکارا، کاين صبح چند را
بيم صبح رستخيز ست از شب يلدای من
از : خاقانی


اون روزا رنگ مو نبوده همه زلف يارشون سياه بوده.
ما که فسنجون  نخورديم ولی هندوانه و انار و آجيل بود جاتون خالی. البته بايد بگم من تقريباْ ۳ هفته هست که به جمع Vegiterian ها پيوستم و ديگه فسنجون هم نمی تونم بخورم مگه اينکه بدون گوشت يا مرغ درست شه. شايد خوشمزه باشه.


y3.jpg?uniq=b0kibq

/ 45 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
M-Rl

سلام ، شب یلدای قشنگی داشتی ، کا شکی منم بودم و از اون هندوانه های آب دار وشیرین می خوردم تا شعر م گل کنه : ( یکی شد جانب منزل روانه ++ شب یلدا ، بدون هندوانه ـــ بلایی بر سرآوردند او را++ نمی دانم بگویم با تو یا نه ـــ زن و فرزند ، بی رحمانه کندند ++ همه موی سرش را دانه دانه ـــ کچل شد آخر و یک کله ی تاس ++ برایش ماند ازآن شب نشانه ) پایدار و پیروز باشی

adel

سلام دوست من ببخشيد که خيلی دير سر زدم آخه حالم اين چند روز اصلا خوب نبود بازم يه سری به ما بزن

بلاي ناگهاني

سلام دوست عزيز مرسی از لطفی که به من داشتين و به وبلاگ من سر زدين.باعث افتخار هستش که از وبلاگ من خوشتون اومده موفق باشين

tejarat Internety

سلام يه چيزايی نوشتم بيا - ميگم سال جديد اومد هنوز شب يلدا رو تبريک ميگی ؛)

nehi nehi

تق تق تق ، سلام ، خ.نه ای یا نه؟ هنوز هم هندوانه قشنگ شب يلدات منو کشته ، کجا میشه ازين هندوانه ها پيدا کرد؟ به ما هم يه ريزه آدرس بده . هميشه سرسبز باشی

بهار

سلام...من بهار طبقه سيزدهم هستم منتها مجبور شدم جامو عوض کنم لطفا اگه دوست داشتيداز اين به بعد توي اين لينک منو ببينيد

منصوره

سلام کجايی چرا به روز نمی کنی

ع.ا.نويد

سلام اگر چه نمی شناسمت.و نتونستم مشخصات صاحب بلاگ رو پيداکنم. اما خدائيش خوب بلاگی داری . واسه من که خيلی متنوع و جالب بود.اجازه بدی هم معرفی ميکنم و هم از مطالب اون استفاده خواهم کرد.ضمنا اگه دوست داشته باشی بيشتر با هم اشنا می شيم. من اسمم علی رضاو فاميلم احراميان پور و بفهمی نفهمی شاعرم.بچه يزد. الهی هميشه خش باشی!!!

somaieh

سلاممممممممممممممممممممممم بر انجل ايرانی ها به به به به چه عجب از اين ورا منا يادت می ياد چه خبر خوش ميگذره موفق باشی

رز

سلام دوست خوبم . ممنونم که بهم سر زدی وبلاگت واقعا زيباست لذت بردم و اين داستانم خيلی زيبا و اموزنده بود . مرسی و موفق باشی